رنجنامه و خاطرات تلخ-1 - نگارنده ناصر مظفری

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

(بنام خالق هستی بخش)

Henkilön Mohammad Reza Mozaffari kuva.

رنجنامه و خاطرات تلخ، استخوان سوز و تکان دهنده« من» ازمفقودالاثرشدن برادرم تا جنازه های شهدای منطقه کندی پشت و تا اسارت و شکنجه مخفیگاه طالبان.

« نگارنده ناصر مظفری »

« خاطره اوّل »

قسمت اوّل:

من ز درد آباد پر آوازه ام

زخم دار زخمهای کهنه ام

سرزمین لاله میراث من است

زخم چندین ساله میراث من است

افغانستان سرزمینی پر از حوادث، رخدادهای تلخ و روایتهای ناگفته و نا خوانده است و بسیار قصه های تکان دهنده و نا گوار را در دل خود نهفته دارد، راویان، حکایتگران بیشمار و شاهدان عینی که گرفتار حوادث شدند اکثر در اثر شکنجه، کیبل، شلاق و تیغ تیز طالبان جان دادند وبه دیار ابدی کوچیدند و اسرار و راز های پنهان را با خود بخاک بردند و بر خی هم مانند من نیمه جان با واسطه و یا به شکل معجزه آسائی جان به سلامت برده و ادامه چگونه زنده ماندن را با وحشت و ترس و هردم شهیدی تجربه میکند، رسانه های افغانستان، بیشتر طبق گرایشهای سیاسی، قومی، حزبی و پولی عمل میکند ونه بر اساس رسالت انسانی و حرمت وظیفوی!

افراد مصدوم و ستمدیده که واسطه و یا پول ندارند، رسانه ها و ژور نالیستها به سراغ شان نمی روند، آنان با یک دنیا از درد و رنج و حکایتهای نا گوار و ناخوانده به فراموشی سپرده شده و تا آخر عمر بار اندوه و غم استخوان سوز را با خود حمل میکند، قربانیان حوادث را اکثریت خاموش جامعه که همین افراد غریب و فراموش شده است تشکیل میدهند، چهار دهه جنگ ویرانگر و خانمانسوز افغانستان تمام هستی مردم این سر زمین را بلعیده وبه آتش کشیده و نابود کرده است، مردان و زنان، کودکان و اطفال این کشور قتل عام شدند وبه گورهای دستجمعی سپر ده شدند، کوه و صحرا، شهر و روستا، خیابانها و جاده ها و نقطه نقطه‌ای این خونستان، شاهد بخون غلتیدن فرزندان این آب و خاک بوده و هستند و همچنان از ساکنان این سرزمین قربانی میگیرد، بدون تردید کمتر کسی پیدا خواهد شد که از چهار دهه جنگ وحوادث افغانستان در امان مانده باشد و شهید، مجروح، معلول، یتیم، بی سر پرست و مفقودالاثر نداشته باشد، من ناگفته های فراوانی از دوران مهاجرت، تحقیرها، زندانها و.....در سینه دارم که اگر خدا توفیق دهد و چرخه زندگی لنگان لنگان تداوم داشته باشد، بعداً طی نوشتار جداگانه به عرض خواهم رساند، اما فعلاً به خاطرات ومطالبی که در پی خواهد آمد می پردازم و سعی و کوشش میکنم، مطالب زیر را بصورت روان و همه فهم به نگارش بگیرم و از الفاظ غیر مأنوس و پیچیده بپر هیزم، نبشته ذیل شامل 2 دو خاطره است، خاطره اول مفقود الا ثر شدن برادرم و خاطره دوم اسارت اینجانب توسط طالبان،

{ خاطره اول }

برادرم محمد صادق چگونه ودر چی تاریخی

مفقودالاثر شد؟

بعد از انفجار برج دو قلو وتجارتی نیویورک آمریکا در 11 سپتامبر 2001 میلادی توسط القاعده و تروریزم، آمریکا با اذعان به اینکه مرکزیت تروریزم و القاعده به رهبری اسامه بن لادن افغانستان است، بنا براین برای سقوط امارت اسلامی طالبان از زمین و هوا با اعضای ناتو و هم پیمانانش وارد افغانستان شد تا لانه های تروریزم و مر کزیت وحشت و ترور را که با امکانات مالی و تسلیحاتی سرمایه دار عرب اسامه بن لادن و حمایت عربستان و پاکستان، در سایه امارت اسلامی تحت رهبری ملاعمر یک چشمه شکل گرفته بود ازبین ببرد، مردم افغانستان عمو ماً و مردم هزاره خصوصاً، از قتل عامهای مزار شریف، یکه ولنگ، بامیان، کابل و بویژه از شهادت سردار رشید اسلام، فرزند رشید قرنها رنج و محرومیت پیشوای شهید مزاری بزرگ خسته بود، از آمدن آمریکا خوشحال شدند و اینجانب نیز با جمع یارانم که در دوران مهاجرت بسیار رنج دیدیم، زندانها و تحقیر هارا تحمل کردیم، آمدن آمریکا را پایان رنج، محرومیت و کشتار مردم خود تلقی کردیم و از آن استقبال نمودیم، آمریکا مراکز مهم طالبان را در کابل، ولایات، شهر ها، قریه جات افغانستان مورد تهاجم قرار داد تا امارت ملا عمری طالبان به سقوط انجامید و آمریکا که دودهه با حمایت مجاهدین، وجب به وجب خاک افغانستان را شناسایی کرده و شناخت دقیقی از ساکنان این مرز و بوم از جهات مختلف به دست آورده بود، رؤیا یش به حقیقت پیوست و باهم پیمانانش قوای « ناتو » در افغانستان، نقطه حساس و استراتژیک آسیای میانه مستقر شد، در دوره حکومت موقت حامد کرزی، همراه برادرم محمد صادق که شش 6 سال از من بزرگتربود از راه قاچاق، راهی وطن شدیم اگر از مرز رسمی تایباد، دوقارون و اسلام قلعه میامدیم، ممکن بود اطلاعات ایران برایم مشکل خلق کند زیرا با سربازان گمنام امام زمان در گیریهای زیاد داشتم و چندین دفعه اینجانب را بخاطر تفکر و اندیشه ام و بخاطر طرفداری از خط عدالتخواهی رهبر شهید مزاری کبیر رحمة الله علیه و دفاع از مردم هزاره، زندانی وباز داشت نموده بود....

ادامه دارد

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

یاداشت!

 

هویت‌پذیری مهاجران در جوامع مقصد مهاجران نیز در کشورهای دوم (مقصد) خود به لحاظ اجتماعی دچار چنین وضعی هستند. این وضعیت حتی درباره‌ مهاجران نسل دوم و چه بسا نسل سوم نیز که برخی از عناصر غیربومی جامعه‌ نیاکان خود را به ارث برده‌اند، صدق می‌کند. آنان از سویی به جامعه‌ای که در آن آزادترند و به آن پناه برده‌اند یا به هر دلیلی برای زندگی برگزیده‌اند نزدیکند، از سوی دیگر از جامعه‌ مقصد خود دورند، .....ادامه مطلب.....

فيسبوك

فرم ورود



مهمان انلاین

امروز439
ديروز1789
اين هفته3763
اين ماه31775
در كل1305704

Who Is Online

Guests : 91 guests online
Powered by CoalaWeb

اطلاعات در مورد پناهندگی

فلم جنایت انسانی در اردوگاه سفیدسنگ مشهد

 

فلم افغانی هنری دعای مادر

جملات ماندگار

 عصری ست که اندیشه ها فلج است ، شخصیت ها فروخته شده اند , وفاداران تنها هستند , پارسایان گوشه گیرند , جوانان یا مایوس یا فروخته شده , یا منحرف , و گذشته گان و بزرگان گذشته یا شهید شده , و یا فروخته شده اند.(دکتر علی شریعتی)

اگر لحظه به لحظه با خود صادق باشيد، ديگر به اثبات اعمال خود نيازی نداريد و اگر در زندگی حادثه ای پيش آيد، می دانيد كه مصلحت اوست و ماهيت وجود شما ثابت و سازگار باقی خواهد ماند.(مهاتما گاندی)

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.(نلسون ماندلا)