حقوق اتباع خارجی در ایران

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

اما و اگرهاي حقوق اتباع خارجي؛ جاي خالي قانون جامع مهاجرت

در حقوق موضوعه ايران، بحث حقوق اتباع خارجي، بيش از هر چيز تابع «عمل متقابل» است. به عبارت بهتر دولت ايران همانگونه با يک تبعه خارجي رفتار خواهد کرد که دولت متبوع او با اتباع دولت ايران رفتار کنند.

   

پديده مهاجرت قدمتي به عمر تاريخ بشر دارد. پديده‌اي که در ادوار گذشته، گاه اساس درگيري‌ها و منازعات گسترده ميان کشورها و دولت‌ها، براي تصاحب هرچه بيشتر مهاجران بوده‌است. با اين حال رشد جمعيت، محدوديت منابع غذايي و گسترش افکار مبتني بر ناسيوناليسم، سبب تغيير نگاه دولت‌ها به مقوله مهاجرت شده‌است. تا پيش از اين تغيير عمده، دولت‌ها مهاجرت را پديده‌اي در جهت گسترش منابع انساني و به تبع آن درآمد بيشتر مي‌دانستند. قدرت ناشي از فزوني جمعيت، به ويژه در بخش نظامي، اين نگاه مثبت را تقويت مي‌کرد.

با تغيير اين نگاه، رويکرد دولت‌ها به مقوله مهاجرت نيز تغيير کرد. اين رويکرد به ويژه پس از جنگ جهاني دوم و آغاز جنگ سرد، گاه شکلي توام با خشونت به خود مي‌گرفت، خشونتي که با سيل مهاجرت اتباع جهان سوم به کشورهاي صنعتي، شدتي مضاعف پيدا کرد؛ به همين دليل موضوع حقوق اتباع خارجي در کشور بيگانه، بيش از پيش مورد توجه حقوق‌دانان قرار گرفت، حقوقي که براي حفظ کرامت انساني و ايجاد همزيستي مسالمت‌آميز لازم بود. دولت‌ها تصميم گرفتند برخي از حقوق شهروندان خود را براي مهاجران و پناهندگان نيز قائل شوند. اين حقوق رفته‌رفته دامنه گسترده‌تري پيدا کرد و در قالب مقاوله‌نامه‌ها و ميثاق‌هاي بين‌المللي بر آن صحه گذارده‌شد.

جايگاه اتباع خارجي در حقوق ايران

موضوع حقوق اتباع خارجي، به عنوان بخشي مهم از حقوق بين‌الملل، همراه با آموزه‌هاي نوين حقوقي به کشور ما وارد شد و از نخستين سال‌هاي قانون‌گذاري در ايران، مورد توجه و عنايت قرار گرفت.

تا پيش از عضويت ايران در مجامع بين‌المللي و امضاي کنوانسيون‌هاي مرتبط با اين مسئله، موضوع اتباع خارجي و حقوق مربوط به آن ها در حقوق موضوعه ايران کاملا جا افتاده بود. قانون مدني ايران، مصوب سال ۱۳۱۱، موضوع حقوق اتباع خارجي را در کنار شهروندان ايراني مورد توجه قرار داد. ماده پنج اين قانون، تمامي اتباع خارجي را در محدوده حاکميت دولت ايران، تابع قوانين ايران دانسته و عملاً شمول قوانين موضوعه کشور و به تبع آن حقوقي ناشي از آن ها را براي اتباع خارجي نيز به رسميت شناخته است. ۱به اين ترتيب وضع حقوقي اتباع خارجي در ايران، از نخستين روزهاي تدوين قوانين کشور مشخص و معلوم بوده‌است. با اين وجود بايد توجه داشت که علاوه بر قوانين تدوين شده داخلي، مقاوله‌نامه‌ها و ميثاق‌هاي بين‌المللي نيز نقش عمده‌اي در تدوين حقوق اتباع خارجي در کشور خارجي دارند.

عمل متقابل، اصل اول در تدوين حقوق اتباع خارجي

در حقوق موضوعه ايران، بحث حقوق اتباع خارجي، بيش از هر چيز تابع «عمل متقابل» است. به عبارت بهتر دولت ايران همانگونه با يک تبعه خارجي رفتار خواهد کرد که دولت متبوع او با اتباع دولت ايران رفتار کنند. اين موضوع را مي‌توان در بسياري از بخش‌هاي قوانين موضوعه مشاهده کرد. به عنوان نمونه در بحث تابعيت ايراني، ماده ۹۷۸ قانون مدني تصريح مي‌کند که:«نسبت به اطفالي که در ايران از اتباع دولي متولد شده‌اند که در مملکت متبوع آن ها اطفال متولد از اتباع ايراني را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آن ها را به تبعيت ايران منوط به اجازه مي‌کنند معامله متقابل خواهد شد.» علاوه بر اين‌ها موضوع تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهاي همکاري مشترک ميان دو کشور، سهم بسزايي در رويکرد حقوقي نسبت به اتباع بيگانه ايفا مي‌کنند. به عنوان مثال عهدنامه مودت ميان دولت ايران و افغانستان، در ۱۴ آذرماه ۱۳۰۰ ه.ش، به عنوان اولين سند رسمي مبادله شده ميان دو کشور که به تصويب مجلس ايران نيز رسيده‌است، هنوز هم نشان دهنده رويکرد دو دولت نسبت به اتباع يکديگر است. ۲

حقوق اتباع خارجي و منافع ملي

موضوع منافع ملي، تأثيري بسزا در تدوين حقوق اتباع خارجي دارد، طبيعي است که هر دولتي براي مراقبت از تماميت ارضي و سياسي و نيز جلوگيري از سيطره اجانب بر ثروتهاي مادي و معنوي خود، محدوديت‌هايي را براي حضور بيگانگان در کشور قائل شود.

اين محدوديت‌ها امروزه در سراسر جهان رسميت يافته‌اند و هيچ حقوقداني متعرض آن ها نمي شود. به عنوان نمونه معاهده «دوبلين ۳» ميان کشورهاي اروپايي تمهيداتي را براي جلوگيري هدفمند از ورود اتباع بيگانه به کشورهاي عضو اتحاديه اروپا در ابتداي سال ۲۰۱۴ در نظر گرفته‌است. به عبارت بهتر هرجا ميان منافع ملي يک کشور با حقوق اتباع خارجي تعارضي ايجاد شود، بدون شک اولويت قطعي با منافع ملي کشورهاست.

در ايران نيز اين تمهيدات به شکلي گسترده اعمال شده‌اند و قانونگذار از نخستين مصوبه‌هاي خود بر حفظ و گسترش آن ها تأکيد داشته‌است، به عنوان نمونه اتباع خارجي از اشتغال به سردفتري و دفترياري در ايران منع شده‌اند. اشتغال پزشکان خارجي در کشور تابع شرايط و محدوديت‌هاي خاصي است؛ بر اساس قانون «اموال غيرمنقول اتباع خارجي»، فروش و ثبت زمين به نام اتباع خارجي تقريباً ممنوع شده‌است. مصوبه مورخ ۲۳ شهريورماه ۱۳۶۲ هيئت دولت بر «ممنوعيت به کارگماردن اتباع خارجي در مشاغل حساس و کليدي» مانند مديريت عامل شرکت‌ها و سازمان‌هاي دولتي و نيز معاونت اين مراکز تأکيد دارد. بر اساس بند ۳ تبصره ماده يک قانون بيمه بيکاري مصوب ۲۴ خرداد ۱۳۶۶، اتباع خارجي از شمول اين قانون خارجند. ماده ۹۸۲ قانون مدني ايران، تصدي ۹ مقام اصلي و کليدي کشور را، حتي براي اتباع خارجي که به تابعيت ايران درآمده‌اند، ممنوع کرده‌است. اين موضوع صراحتاً در حقوق بين‌الملل نيز مورد پذيرش قرار گرفته‌است. ماده ۲ کنوانسيون «وضع پناهندگان و پروتکل آن» ۳ در شرح وظايف کلي پناهنده آورده‌است:«هر پناهنده ملزم است خود را با قوانين و مقررات آن کشور و اقداماتي که براي حفظ نظم عمومي به عمل مي‌آيد تطبيق دهد.»

نگاهي به برخي از حقوق اساسي اتباع خارجي در ايران

با توجه به مسائل فوق، مي‌توان به بررسي دقيق‌تر حقوق اتباع خارجي در ايران پرداخت. کنوانسيون‌ها و ميثاق‌هاي بين‌المللي برخي حقوق را به عنوان حقوق اوليه و مورد نياز اتباع خارجي، اعم از مهاجران و پناهندگان مورد توجه قرار داده‌اند. برخي از اين حقوق عبارتند از : حق رعايت احوال شخصيه، آزادي ورود، اقامت و خروج، تملک اموال منقول و غير منقول، مراجعه به دادگاه و حق اشتغال با مزد. پيش از پرداختن به وضعيت اين حقوق در ايران بايد نکته‌اي را يادآور شويم و آن اين است که : هرآنچه را در باب حقوق اتباع خارجي در قوانين کشور ما مورد تأييد قرار گرفته‌است، تنها زماني برقرار خواهد شد که يا فرد مهاجر از طريق مجاري قانوني و با عنايت به قوانين موضوعه کشور، وارد ايران شده باشد و يا شرايط و وضعيت او تابع تعريف قانوني از پناهندگي و آوارگي باشد.

رعايت احوال شخصيه

در مورد احوال شخصيه، قانونگذار ايراني بر خلاف برخي کشورهاي ديگر نظير انگلستان، که نظام اقامتگاه۴ را اعمال مي‌کنند، نظام تابعيت را پذيرفته‌است. ماده ۷ قانون مدني ايران اظهار مي‌دارد که:« اتباع خارجي مقيم در خاک ايران از حيث مسائل مربوطه به احوال شخصيه و اهليت خود و همچنين از حيث حقوق ارثيه در حدود ‌معاهدات مطيع قوانين و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود.» اين موضوع در رأي وحدت رويه مورخ ۱۹ آذر ۱۳۶۳ و با عنايت به قانون «اجازه رعايت احوال شخصيه ايرانيان غيرشيعه در محاکم»۵ مورد تأييد و تصديق قرار گرفته‌است و نشان دهنده لحاظ اصل عمل متقابل در اين رويکرد حقوقي است. با اين حال بر اساس ماده ۹۶۱ قانون مدني، اتباع خارجي نمي‌توانند از حقوقي که در کشور خود از آن محرومند، به واسطه به رسميت شناخته شدن آن در قوانين ايران، بهره‌مند شوند.

آزادي ورود، اقامت و خروج

انستيتو حقوق بين‌المللي در سال ۱۹۲۹، موضوع «آزادي خروج از کشور» را به عنوان يک حق براي اتباع خارجي، به دولت‌ها توصيه کرده‌است.۶ اين حق در کنوانسيون‌هاي بعدي سازمان‌هاي بين‌المللي، نظير جامعه ملل و سازمان ملل متحد نيز مورد تأکيد قرار گرفته‌است. ايران به عنوان يکي از کشورهاي امضا کننده «کنوانسيون وضع پناهندگان و پروتکل آن»۷، بر اساس ماده ۲۶ اين کنوانسيون، حق رفت و آمد را براي اتباع خارجي به رسميت شناخته‌است. با اين وجود نبايد فراموش کرد که رفت و آمد و اقامت در هر کشوري، من‌جمله ايران، تابع قوانين مرتبط با نظم عمومي است. اتباع خارجي ملزم به رعايت تشريفات تعيين شده از سوي ايران براي ورود و اقامت هستند و تنها مأموران کنسولي و نمايندگان سياسي بيگانه و افراد خانواده آن ها به شرط عمل متقابل، از اين تشريفات معاف خواهند بود.

ماده ۱ قانون «ورود و اقامت اتباع بيگانه»۸ اذعان دارد که:«هر يک از اتباع خارجه براي ورود و اقامت و خروج از ايران بايد اجازه مأمورين مربوطه ايران را تحصيل نمايند.». بديهي است که عدم رعايت اين قانون، يعني ورود و اقامت غيرقانوني، باعث اعمال قوانين تنبيهي و اخراج اتباع خارجي از کشور خواهد شد.

تملک اموال

مالکيت يکي از حقوق طبيعي و اوليه انساني است. در مباحث حقوقي، اموال را به دو بخش منقول و غيرمنقول تقسيم مي‌کنند، به نظر مي‌رسد اتباع بيگانه در ايران براي تملک اموال منقول خود مشکلي نداشته‌باشند و بر اساس ماده پنج قانون مدني مي‌توانند از حقوق مربوط به مالکيت اموال منقول به طور کامل بهره‌مند شوند؛ با اين حال بايد توجه داشت که خروج اين اموال در کشور تابع قوانين مربوط به ماليات، عوارض، ميراث فرهنگي، امنيت ملي و … است.

آنچه در مورد محدوديت تملک اموال وجود دارد، مربوط به اموال غيرمنقول (انواع زمين و بناي مسکوني و تجاري) است.

در بسياري از کشورهاي دنيا، نظير کشورهاي عضو اتحاديه اروپا، محدوديت‌هاي کمي براي تملک اراضي وجود دارد؛ اما حق تملک اراضي و ابنيه از سوي بيگانگان، در ايران شديداً محدود شده‌است، ريشه اين محدوديت حفظ استقلال و تماميت ارضي سرزميني است که براي سال‌ها طعم تلخ دخالت استعمارگران و تجزيه شدن کشور را چشيده‌است.

در ايران بر اساس «قانون راجع به اموال غيرمنقول اتباع خارجي»۹ کليه اتباع خارجي در کشور از تملک اراضي زراعي محروم شده‌اند و ظاهراً تملک زمين از سوي آن ها محدود به منازل مسکوني است که اين تملک هم نيازمند اجازه رسمي دولت ايران خواهد بود، با اين وجود به نظر مي‌رسد اين حق نيز عملا تحصيل‌شدني نيست. آيين‌نامه قانون يادشده، در سال ۱۳۲۸ تدوين و نهايتاً در سال ۱۳۴۴ اجرايي شد. با اين حال پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با در نظر گرفتن شرايط خاص کشور و وجود ابهامات فراوان در آيين‌نامه اجرايي اين قانون، وزارت امور خارجه در سال ۱۳۷۴، آيين‌نامه جديدي را به تصويب هيئت وزيران رساند.

با اين وجود ابطال اين آيين‌نامه از سوي هيئت عمومي ديوان عدالت اداري و ايجاد خلاء قانوني، کار تملک اموال غيرمنقول توسط اتباع خارجي را با مشکلات عمده‌اي روبه رو کرده‌است.

حق دادخواهي

ماده ۱۶ کنوانسيون «وضع پناهندگان»، حق مراجعه به دادگاه و طرح شکايت در محاکم قضايي را به عنوان يک حق براي اتباع خارجي به رسميت شناخته است. با اين وجود دولت‌ها در برخورد با اين حق از سياست واحدي پيروي نمي‌کنند. در ايران موضوع حق مراجعه به دادگاه براي اتباع خارجي به استناد ماده ۵ قانون مدني به رسميت شناخته شده‌است. با اين وجود زماني که در يک پرونده موضوع اخذ تأمين مطرح مي شود، نظير دعاوي حقوقي ادعاي مالکيت، محدوديت‌هايي براي اتباع خارجي درنظر گرفته شده‌است، مواد ۱۴۴ تا ۱۴۸ قانون «آيين دادرسي مدني» اين محدوديت‌ها را مشخص کرده‌است.

ساير حقوق

معمولاً حقوق و آزادي‌هاي عمومي افراد در قانون اساسي کشورها قيد گرديده‎است و اين موارد شامل افراد خارجي مقيم اين کشورها نيز خواهد شد، حق برخورداري از کرامت و حيثيت انساني، يکي از اين حقوق است. اين حق در ماده يک اعلاميه جهاني حقوق بشر۰۱ از سوي دولت‌هاي امضا کننده مورد تأکيد و تصويب قرار گرفته‌است.

ماده چهار اعلاميه حقوق بشر اسلامي نيز موضوع حيثيت و کرامت انسان را بر اساس آموزه‌هاي اسلامي مطرح کرده‌است. اصل ۲۲ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل افراد را از تعرض مصون دانسته‌است. اشاره عام اين اصل اتباع خارجي حاضر در کشور را نيز شامل مي شود.

اتباع خارجي در ايران بر اساس اصل ۳۵ قانون اساسي حق انتخاب وکيل خواهند داشت. به طور خلاصه مي‌توان اظهار داشت که اتباع خارجي در ايران از تمامي حقوقي که شهروندان از آن ها بهره‌مندند، برخوردارند، مگر مواردي که توسط قانون محدود يا ممنوع شده باشد، از اين لحاظ حقوق اتباع خارجي در ايران تفاوتي با ساير کشورهاي مهاجر پذير ندارد.

  1. ماده ۵ قانون مدني :« کليه سکنه داخل ايران، اعم از اتباع داخله و خارجه، مطيع قوانين ايران خواهند بود، مگر در مواردي که قانون استثناء کرده‌باشد.»

  2. ظاهرا اين نخستين و تنها عهدنامه مشترک ميان دو کشور است. بر مبناي اين معاهده که در ۱۲ فصل تدوين و در سال ۱۳۰۱، الحاقيه‌اي در ۳ فصل به آن اضافه شد، تکليف اتباع دو دولت در زمان مسافرت و مهاجرت به کشور ديگر تا حدود زيادي معلوم شده‌است.

  3. مصوب ۲۵/۳/۱۳۵۵ مجلس شوراي ملي ايران

  4. به اين معني که در مورد احوال شخصيه، قانون محل اقامت فرد رسميت دارد. بنابراين فردي ساکن در انگليسف اعم از مقيم دائم يا موقتف در احوال شخصيه تابع قوانين اين کشور است.

  5. مصوب تيرماه ۱۳۱۲

  6. حقوق بين‌الملل خصوصي يک، دکتر حسين آل‌کجباف، جزوه درسي دانشگاه پيام نور، ص ۲۰۷

  7. اين کنوانسيون در تاريخ ۲۵ خرداد سال ۱۳۵۵ به تصويب مجلس شوراي ملي ايران رسيده‌است.

  8. مصوب ۱۳۱۰

  9. مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۱۰

  10. مصوب دهم دسامبر

روزنامه خراسان

نظرات   

 
0 #13 مینا 1396-04-23 14:56
اونایی که میگن اروپا و آمریکا خیلی با مهاجرها خوب رفتار میکنن میتونن تشریف ببرن همون جا کسی دعوت نامه نفرستاده دنبالتون!مثل اینکه یادتون رفته همین آمریکا و کشور اروپایی ها بودن که کشورتون رو به این وضع کشوندن و الان هم هیچ رقمی نمیذارن امنیت تو کشورتون برقرار بشه وگرنه یعنی آمریکا و کشورهای اروپایی با اون همه هارت و پورتشون از پس طالبان برنمیان،نه که نتونن نمیخوان که اونا از بین برن چون اون وقت آمریکا مجبور میشه افغانستان رو ترک کنه و اون هم همچین چیزی نمیخواد یعنی واقعا بعد 16سال نیروهای ناتو نتونستن طالبان رو از بین ببرن؟؟؟؟؟چقد خنده دار!!!!
با این اوضاع که خود شما هم میدونید چه خبره ولی صداتون درنمیاد،فقط واسه ایرانی ها زبونی بس دراز دارید و نمک نشناس هستید!
من پیشنهاد میکنم قدر همین چیزی هم که بهتون دادن بدونید چون مولانا میگه؛شکر نعمت،نعمتت افزون کند،کفر نعمت از کفت بیرون کند!!!!!
خوشتون نمیاد بردی!!!!
بازگو کردن
 
 
0 #12 کریم 1396-02-02 11:27
سلام من صالتن کرد منطقه ایلام هستم و ایرانی هستیم و ایلام جز استانهای ایران در جوار عراق است و پدر ماردم پسر عمو و دختر عمو هستند و پدر پدرم در عراق بخاطر فقر زمان شاه رفته بود صدام اونها رو به ایران بخاطر ایرانی بودن اخراج کرد و پدرم با داییم ازمایش دی ان ای داد و نتجه ازمایش مثبت بود ولی هنوز ما عراقی محصوب میشی و مهر اتباع بر پیشانی ماست ما حیچ حقوقی و حقی نداریم حتی کار ما هم غیر قانونی است و درامد هم نیست افقانی افقانیه ولی ما ایرانی هستیم و در ایران ما عرب و در عراق ما ما ایرانی هستیم و ته چک ما نشان به ایرانی بودن ماست اما شناسنامه نداریم
بازگو کردن
 
 
+1 #11 رامين 1395-11-18 16:01
همه اين نوشته ها چرنده از هيچ حقوقي برخوردار نيستيم
وقتي تو شهرك ازمايش نميزارن بري تو مگر اينكه ي سرباز بعد نيم ساعت بياد ببرتت تو انگار ك جنايتكاري
اسلام كيلو چنده بابا اصلا مسؤلين نميگن اينا از كجا بيارن بخورن و زندگي بچرخونن
بازگو کردن
 
 
+1 #10 رامين 1395-11-18 15:55
با سلام و احترام
همه چي فقط حرفه به ظاهر قشنگه ولي تو عمل پوچ و پوشاليه
٣٥ ساله تو ايران زندگي ميكنه برادرش شناسنامه داره خودش نداره بهش نميدن ميگن اتباعي .اتباع ك نه ميتونن ازدواج كنن نه خونه بخرن. و نه سندي به نام خودشون بزنندنه حق بيمه دارن حق اشتغال ندارن ، شهرك ازمايش براي گواهي نامه راشون نميدن هيچ كسي هم نظارت نداره با حرف زدن كاري پيش نميره تازه دانشگاه نميزارن درس بخوني
بازگو کردن
 
 
0 #9 احمد 1395-10-26 09:19
به زودی بلایی فراگیر نوش جان همه مسئولین این رژیم خواهد شد
اگر خدا بهمون عمر بده ؛ خواهیم دید که ایران از کشورهای همسایه ش کمک بطلبد
از عراق وافغانستان وآمریکا
بازگو کردن
 
 
+1 #8 محمود 1395-09-15 10:22
قوانین کشورها با هم متفاوت است بر اساس همین قوانین با اتباع خارجی برخورد می شود. طبق قانون ایران تابعیت بر اساس خون است یعنی هر کس پدرش ایرانی باشد می تواند تبعه ایران باشد یا آمریکا خاک است یعنی هر کس در آمریکا متولد شود می تواند تبعه آمریکا شود.
ولی اقامت فرق می کند که متاسفانه نه تنها در ایران بلکه در خیلی از کشورها اتباع بیگانه که برای اقامت به آنجا می روند با مشکلات بسیار روبرو می شوند.که تمامش به روابط سیاسی برمی گردد.
بازگو کردن
 
 
+1 #7 احمد 1395-07-29 05:38
چقدر چرت نوشته بود
نوشته بود که تبعه حق اشتغال با مزد را دارد
هههههههههه به خدا خندم گرفت
کشورهای اروپایی به پناهندگان حقوق بدون کار میدن
بازگو کردن
 
 
+3 #6 الهام السادات مقدم 1395-04-29 14:45
نقل کردن ناهيد:
اسلام در مورد پناهجويان افغاني در ايران مطمئن باشيد که هرگز اجرا نخواهد شد. در مورد پناهجوي افغاني اسلامي وجود ندارد اصلا انسانيت وجود ندارد پناهجوي افغاني در ايران از هيچ حقوقي برخوردار نيست. مردم ساده دل و پاکدامن افغانستان به خاطر اسلام و حفظ دينشان به ايران پناه آوردند ولي نميدانستند کاين ره که مي روند به ترکستان است. سه نسل از پناهجويان افغاني عزيز درايران بي شناسنامه و بي هويت زندگي کردند و مردند.
نگراني از ترس اينکه امسال مي توانيم مدرسه برويم يا نه، عادت ماست.
. نگراني از مامور و بازداشت کارگران افغاني در اتوبوس ها عادت ماست.
. نگراني از تمديد نشدن کارتهاي آمايش عادت ماست.
. دادن پولهاي مليوني براي تمديد کارتهاي کارگري و اقامت عادت ماست.
. در حسرت داشتن کمترين حقوق شهروندي در ايران عادت ماست.
. حسرت داشتن يک زندگي بي دغدغه و فارغ از تمام مشکلات هويتي درايران عادت ماست.

آقا اجبارت که نکردن حالا مثلا یه ایرانی بیاد افغانستان خیلی حقوق شهروندی خواهد داشت
بازگو کردن
 
 
+2 #5 علی محمدی 1394-12-16 18:47
حقوق افغانستانی درایران درمقایسه با حقوق مهاجرین وافغانی درکشورها ی غربی واروپایی اصلا قابل مقایسه نیست . افغانی ها درکشورهای اروپایی به مقام وزارت رسیدند صاحب شغل آبرومندانه شده اند اما درایرا ن ازاین خبرها نیست کاظم کاظمی شاعربرجسته افغانی که شعرش درکتابها ی ادبی دوره دبیرستان ایران آمده به دلیل محدودیت شغلی ، خود را چوپان معرفی نموده است اما مریم منصف هم دوره ای او درکنادا به مقام وزارت رسیده است . اسم مریم منصف را درسایت بنویسید متوجه خواهید شد .
بازگو کردن
 
 
+6 #4 ناهيد 1394-08-23 09:12
اسلام در مورد پناهجويان افغاني در ايران مطمئن باشيد که هرگز اجرا نخواهد شد. در مورد پناهجوي افغاني اسلامي وجود ندارد اصلا انسانيت وجود ندارد پناهجوي افغاني در ايران از هيچ حقوقي برخوردار نيست. مردم ساده دل و پاکدامن افغانستان به خاطر اسلام و حفظ دينشان به ايران پناه آوردند ولي نميدانستند کاين ره که مي روند به ترکستان است. سه نسل از پناهجويان افغاني عزيز درايران بي شناسنامه و بي هويت زندگي کردند و مردند.
نگراني از ترس اينکه امسال مي توانيم مدرسه برويم يا نه، عادت ماست.
. نگراني از مامور و بازداشت کارگران افغاني در اتوبوس ها عادت ماست.
. نگراني از تمديد نشدن کارتهاي آمايش عادت ماست.
. دادن پولهاي مليوني براي تمديد کارتهاي کارگري و اقامت عادت ماست.
. در حسرت داشتن کمترين حقوق شهروندي در ايران عادت ماست.
. حسرت داشتن يک زندگي بي دغدغه و فارغ از تمام مشکلات هويتي درايران عادت ماست.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

یاداشت!

با قمه و تیغ زدنها جلوه های زیبای عاشورا را مخدوش نکنیم!

بیایم با جلوه زشت و کریه ، جلوه های زیبای محرم و عاشورا را مکدر و خدشه دار نکنیم!....ادامه مطلب.......

فيسبوك

فرم ورود



مهمان انلاین

امروز1455
ديروز2274
اين هفته4854
اين ماه24783
در كل1390432

Who Is Online

Guests : 103 guests online
Powered by CoalaWeb

اطلاعات در مورد پناهندگی

سخنرانی عیزیز رویش مکتب معریفت کابل

جملات ماندگار

 عصری ست که اندیشه ها فلج است ، شخصیت ها فروخته شده اند , وفاداران تنها هستند , پارسایان گوشه گیرند , جوانان یا مایوس یا فروخته شده , یا منحرف , و گذشته گان و بزرگان گذشته یا شهید شده , و یا فروخته شده اند.(دکتر علی شریعتی)

اگر لحظه به لحظه با خود صادق باشيد، ديگر به اثبات اعمال خود نيازی نداريد و اگر در زندگی حادثه ای پيش آيد، می دانيد كه مصلحت اوست و ماهيت وجود شما ثابت و سازگار باقی خواهد ماند.(مهاتما گاندی)

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.(نلسون ماندلا)