اهمیت زبان مادری برای اطفال پناهنده ومهاجر:نبی قانع زاده

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

21فبروری روز جهانی  زبان مادری گرامی باد! (بازنشر)

 http://darbaremasahelemelli.files.wordpress.com/2010/02/21feb1.jpgمفهوم دهکده جهانی درعناوین رسانه ها با تیتر درشت جلب توجه میکند؛ یکی از جهات مهم آن مهاجرت روز افزون انسانها ازکشوری به کشوری دیگر به منظور شرایط بهتری زندگی، نیازمندی کشور های صنعتی به نیروی کار و یا بعلت پایین بودن تولید نسل و یا به دلایل دیگر روند پناهنده پذیری کشورها بخاطر جنگ و کشمکش های قومی ، نژادی و مذهبی و........تعدادی وسیع از انسانها از جایی به جایی دیگر جابجا میگردند و این تعداد انسانها با زبان، فرهنگ ،آداب ورسوم خود در سرزمین جدید سکنی می گزینند.

یکی از بزرگترین جابجایی هایی تاریخ مهاجرت دراثرتنشها،جنگها ،تجاوزها و بی عدالتی ها درسه دهه اخیر، درکشور افغانستان بود که اکثرا به دوکشور همسایه پاکستان و ایران پناه گزیدند،ولی تعدادی هم ناشی از مشکلات دیگر و زندگی بهتر راهی کشورهای غربی شدند که دراین نوشته اینها مورد نظرما می باشند .

پناهندگان و مهاجران که درکشورهای غربی و پناهنده پذیر زندگی جدیدی را آغاز نمودند

از مزیت های رفاهی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار شدند ولی مسئله ایکه کمتر در این بین مورد توجه قرارمیگیرد پایه ها واصول حفظ اصالتهای فرهنگی میباشد و تعدادی هم دغدغه ذهنی شان حفظ اینها بوده ولی پایه و اصول ایکه بتواند از آن ارزشها واصالتها پاسداری نموده وازآن تصویری ارائه نمایند ، چیزی در بساط و طرحی درذهن ندارند..

اگربادیدکنجکاوانه دردرون جامعه مهاجررفته خواهیم دید، آنهاییکه تا هنوز به حفظ آن اصالتهاباورمند هستند نظرات متفاوت و دیدگاه های مختلف را ارائه می نمایند، ارائه دیدگاه ها هم بستگی به توانائیها و برداشت های افراد از پدیده ها و معضلات اجتماعی و فرهنگی دارد.

دراینجا لازم بنظرمی آید که:

اول باید بدانیم پایه ها و اصول اصالتهای فرهنگی درکجاها قراردارد؟

و بعد از آن چگونه میتوانیم این اصول را درجامعه ارائه نماییم ؟

و راههای حفظ اصالتهای فرهنگی درکجا میباشند؟

آیا حفظ آن برای جامعه پناهنده و مهاجر مفید است ؟

و جامعه میزبان و کشورهای پناهنده و مهاجرپذیر ازحفظ آن نفع می برد و یا به ضرر آنست ؟

این سوال های است که درذهن انسان ترسیم میگردد و نیازمند پاسخ روشن و مستدل برای جامعه پناهنده و پناهنده پذیر می باشد.قشری فرهنگی جامعه باید درصددی راه حل و جواب این سوالها باشند داشتن طرح و هماهنگی فرهنگیان فرهیخته جامعه موثرترین راه برای پیشبرد این اهداف متعالی خواهد بود..

کسانی که با شکارهای سیاسی زیر عنوان کارهای فرهنگی، دینی و...... تلاش می کنند لازم نیست باآنها وارد بحث دراین وادی شد که کارهای تند و افراط گرایانه و گاهگاهی زیرکانه بعضی از جناحها را هم به نفع جامعه پناهنده و مهاجر ندانسته وعمل کرد آنها موثربرای بقای نمادهای فرهنگی که مضرنیز می باشند.

بااندک دقت به درون جامعه پناهنده و مهاجردیده شود به نکات برخواهیم خورد که این نکات می تواند برای آینده و بقای فرهنگی افغانستانی ها قابل تامل میباشد که مورد توجه و عنایت قرار نمی گیرد ، که این کم توجهی ها میتواند درآینده ها چیزی بنام کتله فرهنگی افغانی درکشورهای غربی کمتر بروز خواهند کرد.

و هرکسی شاید برای محفوظ نگهداشتن آن حرف های داشته باشد و این ایده ها میتوانند درجهت ترویج و تحکیم آن موثر خواهد بود، ولی طرح دقیق و حساب شده برای تحفظ اصالتهای فرهنگی تا حال حداقل نگارنده این سطور ندیده است کشورهای شمال اروپا تدریس زبان مادری را برای اطفال پناهنده در نظر گرفته اند که در هفته دوساعت در مکاتب و مدارس برای زبان مادری اختصاص دارد به علت نبود آموزگاران مجرب نتیجه اش کمتر مشهود است.

و هرجامعه ای هم نماد های فرهنگی متفاوت دارد، اگرآن نمادها را درست بشناسیم وسیله ای شناخت آن نمادهای فرهنگی چه خواهد بود؟

به باورما زبان بهترین وسیله برای شناخت نمودهای فرهنگی یک ملت می باشد وقتیکه یک ملت باورمندبه شناخت نمادهای فرهنگی خود است باید بازبان خودرا یاد داشته باشد یعنی هم خوانده هم نوشته و مفاهیم زبان خودرا درک کند تا نماد های فرهنگی واسطوره های خود را بشناسد.

مثلا شعری یک شاعر را در نظربگیرید وقتیکه یک شاعر شعر میگوید توام با احساس شاعر است زمانیکه شعری اش ترجمه میگردد درترجمه ای شعرش آن چیزی که او می خواسته است کمتر دیده می شود چرایکه احساس شاعر در انجا نیست، و هر ملتی دارای تاریخ ، هنر،ادبیات ، موسیقی ، آداب ، رسوم خاصی خود است و تمام زوایای این ویژه گیها را اگرخوب بشناسیم باید بازبان خودآن ملت آشنا شد امروز فرهنگ ترجمه پاره از مشکلات را حل می کند ولی نه در حد یکه کفایت کننده برای شناخت باشد بحث دیگریکه دراینجا پیش می آید اینست که بعضی کشور های پناهنده پذیر نتوانسته آثاری ملل دیگر- مخصوصا آثارتاریخی و فرهنگی افغانستان را- ترجمه نماید که خود یک کمبود دراین راستا می باشد.

پس ضرورت آموختن زبان مادری برای حفظ فرهنگ هرملت ضروری بنظر میرسد علاوه برآن فواید دیگری نیز برآن متصور است که درآینده به آن خواهیم پرداخت پس میتوان گفت که زیربنایی نمادهای فرهنگی یک ملت حفظ زبان آن بوده که از کلیدی ترین وعمده ترین رکن فرهنگ به حساب خواهد آمد ما به نمونه ای از پدیده پناه گزینی که از کشور ما در حدود یک نیم قرن پیش اتفاق افتاده است (منظور از این مهاجرت وارد شدن دریک فرهنگ کاملا متفاوت می باشد )   بطور مختصر به آن اشاره می کنیم؛دکتر طبیبی مدعی است که:

"برخی از مردمان افغانستان ازیک نیم قرن پیش راه مهاجرت به خارج را درپیش گرفته اند قرار معلوم نخستین مهاجرت دسته جمعی افغان ها(افغانستانی ها) درسال 1860 میلادی ازافغانستان به استرالیا صورت گرفته است دراین مهاجرت که به خواست دولت انگلیس گرفته بود ، درحدود زیادترازهفتاد فامیل ازافغان های(افغانستانیهای) نواحی غزنی وکابل برای راهیابی وشناخت ازناملایمات های طبیعی به بزرگترین جزیره ایکه مرکز تجمع برخی ازجنایتکاران آدم کشان انگلیس بودبرده شدند ، هدف این بود تاهمیاری افغان ها (افغانستانی ها) که مردمان سرسخت ومقاوم میباشند ازدشتهای سوزان گیبسون وسیمپون[1] از پرث[2] سواحل غربی استرالیا که به اقیانوس هند انتقال داردتاشرق که به اقیانوس آرام ختم میشود شناخت پیدا نمایند این مهاجرت که باوسایل نقلیه خود افغانها (افغانستانیها) یعنی شتروقاطر صورت گرفت ماه ها طول کشیده بود چند فامیل نسبت تشنگی وطولانی بودن راه به هلاکت رسیده بودند."(3)

حالا اگر ما دربین این مهاجرین که یک نیم قرن پیش به استرالیا مهاجرت کرده اند، رفته و ببینیم که آنها چقدرافغانی مانده اند شاید تنها همین را بیاد داشته باشند که ما در گذشته از افغانستان امده ایم آنهم این افهام تفهیم بزبان انگلیسی صورت خواهد گرفت .

هرچند زمان آن مهاجرت باشرایط امروزی ما کاملا متفاوت است قدرت رسانه ها امروز مرزها و فاصله های جغرافیایی را ازهم گسسته است دراینجا این پرسش پیش میآید که ماچقدر توانسته ایم در راستای حفظ هویت فرهنگی خود از قدرت رسانه ایی استفاده های مطلوب نموده ایم ؟

و در راستای ترویج وتحکیم حفظ زبان، راه های را جستجو نموده ازحفظ اصالتهای فرهنگی که زیربنای آن همانا حفظ زبان مادری برای اطفال ، نوجوانان وجوانان ما خواهد بود غفلت نورزیده ایم ، زبان مادری کلیدی خواهد بود برای باز کردن تمام درها در راستای حفظ هویت و اصالتهای فرهنگی که باداشتن کلیدی بنام زبان مادری ((فارسی دری ، پشتو و.......)) خود میتوان وارد تمام وادی های فرهنگی خود شد.

واضح و روشن است که زبان مادری می تواند وسیله ای برای حفظ اصالتهای فرهنگی یک ملت محسوب گردد زبان میتواند احساس وزوایای مختلف فرهنگی وغیرفرهنگی یک مردم را تبیین کند حالا این مهم را چگونه امروز جمعی وسیعی مردم ما که درغرب سکنی گزین شده اند و نسل جدید آنها در درون یک فرهنگ دیگر درحال شکل گیری میباشد، برای حفظ هویت و فرهنگ خود چه کنند؟

یکی از راههای حفظ فرهنگ خودی همان یاد داشتن زبان مادری از نظر خواندن ، نوشتن و مکالمه کردن توام با درک مفاهیم میباشد.

پایه ها و اصول اصالتهای فرهنگی در کجا ها قرار دارند ؟

قبل از آن دانستن اینکه واژه فرهنگ چه معنایی دارد ؟ لازم به نظرمیرسد،که توضیح کوتاه داده شود:

در فرهنگ عمید واژه فرهنگ را به معنای علم ، دانش ، ادب ، معرفت ، تعلیم تربیت ، آثار علمی وادبی یک قوم یا ملت معنی شده وبه معنی کتاب لغت (شامل لغات یک زبان و شرح آنها )

دربعضی لغت نامه ها به معنی تمدن و دانش نیز آمده است.

آمده است.Dictionary , education , culture درزبان انگلیسی به معنی

معنی مورد نظرما همانا آثار علمی و ادبی یک قوم و ملت و آثار تمدن آنها می باشد .

شناخت آثار تمدنی وادبی یک ملت وقوم برای کسانیکه خود را متعلق به آن فرهنگ میداند شناخت اش برای تکمیل شخصیت فرد یکه در درون یک فرهنگ دیگرمتولد ، رشد و بالاخره خود را درآن می شناسد مفید واقع خواهد شد اگر یک نوجوان یا جوان که در فرهنگ جدید رشد می کند علاوه برآموختن مزیت های فرهنگ که درآن نشو نما کرده است و دیدگاههای که درآن جامعه بسوی وی معطوف می گردد و او را با دید یک خارجی و بیگانه خواهد دید و یک خلا روانی به این شخص دست خواهد داد اتکا پیدا کردن اوبه یک فرهنگ کهن وغنی که خود را به آن متعلق بداند خلا روانی آنر پر خواهد کرد.

شناخت و شناساندن فرهنگ برای نسل جدید موضوع با اهمیت به حساب خواهد آمد و برای این امرمهم زبان همان فرهنگ لازم بنظر میرسد شاید زبان برای یک فرهنگ به حیث رکن اساسی وپایه به حساب خواهد آمد.

عنصر بقا فرهنگ یک جامعه و ملت به بقا زبان آن ملت و جامعه برمیگردد زبان عامل گسترش فرهنگ بصورت افقی و عامل بقا بصورت عمودی خواهد بود یعنی گسترش دهنده فرهنگ دربین مردم وحفظ آن برای نسل های آینده به شمار خواهد آمد.

پس می بینیم که سرنوشت و اصول اصالتهای فرهنگی یک ملت به زبان همان ملت بنحوی گره می خورد اگر به اصالتهای فرهنگی خود باورمند هستیم یکی از راه های اساسی پایه های فرهنگی بر زبان همان فرهنگ استوارمیگردد.

علاوه براینها حفظ زبان مادری برای جامعه پناهنده و مهاجر چه فواید دارد ؟

اگر از زوایای مختلف به این قضیه بنگریم فواید متعددی برای جامعه پناهنده و مهاجر مترتب خواهد بود.

زبان مادری برای حفظ هویت:

زبان مادری در راستای حفظ هویت شخصی ، خانوادگی ، اجتماعی ، قومی و ملی موثر خواهد بود.

از آموختن و یاد داشتن زبان مادری برداشتهای متفاوت ارائه میگردد و تعدادی براین باورند که تنها همان مکالمه ساده درحد افهام وتفهیم برای رفع مشکلات روزمره کفایت می کند ولی جمعی دیگری که عمیق تر با این قضیه می نگرند براین باورند که زبان مادری شاخصه فرهنگی یک ملت به حساب امده و بعنوان هویت ملی شمرده خواهد شد نه به خاطر مکالمه روزمره بلکه عمیق تر و دقیق تر به آن می نگرند مکالمه بزبان مادری در جایی خودش با ارزش بوده ولی جاذبه ها و زیبایی های که در زبان مادری ملتها وجود دارد نمی توان منکر آن شد بویژه اگر به زبان فارسی – فارسی دری - توجه گرددزیبایی ها و مایه ها ی عمیق ادبی ، هنری ، تاریخی و.....در آن وجود دارد که اهمیت آنرا چندبرابر میسازد.

زبان مادری برای یکفرد و یا یک طفل ، آموختن و یاد داشتن اش به او هویت شخصی،فرهنگی توام با حس تعلق ملی را فراهم می کند طفل که با چنین انگیزه ای بیاموزد آن طفل نقش مربی و معلم آینده را برای نسل های ما بعد خود را خواهد داشت.

کودک مهاجر زمانیکه به مدرسه شامل میگردد خود را با دیگران یکی میداند که از نظر ارزشهای انسانی نیز باید چنین باشد ولی زمانیکه بزرگ می شود وارد جامعه میگردد و درآن جامعه تحصیل می کند، اگر در آن جامعه پذیرفته نگردد شدیدا دچار آسیب خواهد شد چرایکه این فرد دیگر خودرا متعلق به آن جامعه نمی داند اگرآن فرد به زبان مادری خود تسلط کامل داشته باشد این تسلط باعث خواهد شد که وی خود را متعلق به جامعه خود بداند واز آسیب دیدگی روانی مصئون بماند.

شکل گیری هویت یک فرد ابتدا از درون خانواده آغاز میگردد،خانواده بصورت انکار نا پذیر به عنوان یک منبع سنتی برای اطلاعات فرهنگی ، تاریخی و حتی اساطیری قومی عمل می کند که فرد به آن تعلق دارد.(4)

بعد از آنکه طفل در دامن مادر و درون خانواده شروع به یاد گیری زبان مادری می کند برای تحکیم و غنامندکردن زبان طفل با درایت والدین این آغاز را به کمال مطلوب برسانند.

منبع:

Gipson & Simpson] 1[

Perth [2]

(3) به نقل از مردم نامه باختر ص 87 و 86 چاپ کانادا برگرفته از یک مقاله بصیر احمد دولت آبادی

4Abound & Skerry , 1984

 مطالب مرتبط:

هویت درجامعه پناهنده و مهاجر! : نبی قانع زاده

اردوی زبان مادری اطفال پناهنده درفنلند! + عکس

 اردوی زبان مادری برای اطفال و نوجوانان مهاجر وپناهنده افغانستانی در فنلند! + عکس

 

دراین ویدئو مهاجرت افغانها به استرالیا ومکالمه ای انها را به زبان انگلیسی خواهید دید!

نظرات   

 
0 #1 Marziya 1394-05-01 17:13
این مقاله به نکات مهمی اشاره نموده است و خیلی عالی است.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

یاداشت!

 

هویت‌پذیری مهاجران در جوامع مقصد مهاجران نیز در کشورهای دوم (مقصد) خود به لحاظ اجتماعی دچار چنین وضعی هستند. این وضعیت حتی درباره‌ مهاجران نسل دوم و چه بسا نسل سوم نیز که برخی از عناصر غیربومی جامعه‌ نیاکان خود را به ارث برده‌اند، صدق می‌کند. آنان از سویی به جامعه‌ای که در آن آزادترند و به آن پناه برده‌اند یا به هر دلیلی برای زندگی برگزیده‌اند نزدیکند، از سوی دیگر از جامعه‌ مقصد خود دورند، .....ادامه مطلب.....

فيسبوك

فرم ورود



مهمان انلاین

امروز490
ديروز1237
اين هفته490
اين ماه28502
در كل1302431

Who Is Online

Guests : 41 guests online
Powered by CoalaWeb

اطلاعات در مورد پناهندگی

فلم جنایت انسانی در اردوگاه سفیدسنگ مشهد

 

فلم افغانی هنری دعای مادر

جملات ماندگار

 عصری ست که اندیشه ها فلج است ، شخصیت ها فروخته شده اند , وفاداران تنها هستند , پارسایان گوشه گیرند , جوانان یا مایوس یا فروخته شده , یا منحرف , و گذشته گان و بزرگان گذشته یا شهید شده , و یا فروخته شده اند.(دکتر علی شریعتی)

اگر لحظه به لحظه با خود صادق باشيد، ديگر به اثبات اعمال خود نيازی نداريد و اگر در زندگی حادثه ای پيش آيد، می دانيد كه مصلحت اوست و ماهيت وجود شما ثابت و سازگار باقی خواهد ماند.(مهاتما گاندی)

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.(نلسون ماندلا)